کنترل خشم در کودکان

چگونه رفتار کودکان را اصلاح کنیم؟

کودکان در طول زندگی کارهای مختلفی انجام می‌دهند که گاهی درست و مورد پسند والدین‌شان است و گاهی ناپسند. اما واکنش والدین نسبت به این رفتارها چگونه است؟

والدین در پی رفتارهای کودکان واکنش‌های متفاوتی دارند. گاهی اوقات با نرمی و بیشتر اوقات با پرخاشگری و تندخویی با کودکان‌ رفتار می‌کنند. در این مقاله به این مسئله توجه می‌کنیم که کدام روش برای اصلاح رفتار در کودکان موثر است؟

اصلاح رفتار: کلمات جادویی که به بچه ها کمک می کند با اشتباهات کنار بیایند.

گاهی کودکان ما را ناامید می‌کنند. آنها مرتکب اشتباه می‌شوند، بدرفتار می‌کنند و از استانداردهای ما پیروی نمی‌کنند. چگونه با این ناامیدی‌ها در مورد فرزندتان کنار می‌آیید؟ ممکن است در عصبانیت و ناراحتی به کودک خود بگویید که از او ناامید شده‌اید. یا کلمات دیگری مانند: «تو بدترین بچه‌ای هستی که دیدم.» «دیگر تو را دوست ندارم» و… را به او بگویید.

اما تحقیقات نشان می‌دهد که این بهترین روش نیست.

وقتی کودک جملاتی مانند «تو تنبل هستی.» را می‌شوند، ممکن‌است آن را جدی بگیرند و این نتیجه گیری را پیش خودشان داشته باشند که آن‌ها کودکان بد و ناپسندی هستند و هرکاری که انجام بدهند چیزی تغییر نخواهد کرد. این کودکان در مواجهه با اشتباه دست به تغییر رفتار نمی‌زنند چون دارای درماندگی آموخته شده هستند.

 

اما بهترین راه برای نتیجه گرفتن و تغیر رفتار در کودکان چیست؟

روانشناسان زیادی درباره رفتار انسان‌ها مطالعه کردند و به این نتیجه رسیده‌اند که برای تغییر و اصلاح رفتار کودکان باید از روش‌های جدیدتری استفاده کنیم. به عنوان مثال تمرکز بر روی نقاط مثبت و نادیده گرفتن نقاط و اعمال منفی کودک است.

به جای تنبیه آنچه که اشتباه انجام داده‌اند، بر مواردی که درست انجام داده‌اند، تمرکز کنید.

به عنوان مثال؛ مطالعات نشان می‌دهد که ستایش کار درست – تشویق به تلاش‌ها، استراتژی‌ها یا کارهای خوب – می‌‌تواند بچه‌ها را تشویق به ادامه تلاش برای انجام کارهای درست کند.

این نوع تشویق که “ستایش فرایندی” نامیده می‌شود، با نتایج موفقیت‌آمیز کودک، از جمله موفقیت تحصیلی و اجتماعی مرتبط است.

اما در آن لحظاتی که کودک شما کار اشتباهی انجام می‌دهد، چه باید بکنید؟

وقتی کار اشتباه انجام شده‌است مجبورید با آن اشتباه کنار بیایید و به حل آن فکر کنید. پس در این هنگام کودک را دچار شرم نکنید. با فرزند خود صحبت کنید و او را تشویق کنید تا از روش حل مشکل استفاده کند. فرزند خود را به فکرکردن به راه حل‌ها دعوت کنید.

شواهد این امر از آزمایش جالبی که بر روی مهدکودک‌ها انجام شده‌است، ناشی می‌شود.

“آیا می‌توانید به راهی بهتر فکر کنید؟”

همانطور که در زیر خواهیم دید، ممکن است این کلمات جادویی باشند.

وقتی از کودکان خردسال انتقاد می‌کنیم چه اتفاقی می‌افتد؟

ملیسا کامینز و کارول دوک (1999) به 67 کودکستان سناریوهای نقش آفرینی ارائه کردند. هر سناریو داستانی از شکست و بازخورد یک معلم بود و شنونده را به عنوان قهرمان اصلی نشان می‌داد.

یک روز شما با لگو بازی می‌کنید. معلم، خانم بیلینگتون، می‌آید و می‌گوید: “آیا با آن لگوها خانه‌ای زیبا برای من می‌سازی؟”

شما می‌گویید: “باشه خانم.” بنابراین شما واقعاً سخت کار می‌کنید و سعی می‌کنید یک خانه خوب برای معلم بسازید. شما لگوها را کنار هم قرار می‌دهید و چهار دیوار ایجاد می‌کنید و سپس یک سقف اضافه می‌کنید.

شما واقعاً می‌خواهید معلم را به خانه‌ای زیبا تبدیل کنید، اما به خانه‌ای که ساخته‌اید نگاه می‌کنید و با خود فکر می‌کنید ، “اوه، من فراموش کردم پنجره ای را روی خانه بگذارم” ، اما می‌خواهید آن را به خانم بیلینگتون نگویید، بنابراین شما می‌گویید: “معلم، من برای شما خانه ای ساخته‌ام!” معلم به خانه‌ای که ساخته‌اید نگاه می‌کند و می‌گوید: “آن خانه پنجره‌ ندارد.”

داستان به یکی از چهار شکل به پایان رسید.

در شرایط کنترل، هیچ اقدام دیگری انجام نشد. معلم به کمبود پنجره‌ها اشاره کرد و توضیح بیشتری نداد.

در شرایط نقد شخص، داستان با عدم موافقت معلم به پایان رسید. او چندین انتقاد کرد و در پایان گفت: “من از شما ناامید شده‌ام.”

در شرایط انتقاد نهایی، انتقاد معلم بر نتیجه متمرکز بود، نه کودک. “این روش درستی برای انجام این کار نیست.”

در شرایط انتقاد از فرآیند ، معلم به سادگی به این اشتباه اشاره کرد (“بلوک‌ها همه کج هستند و در یک آشفتگی بزرگ هستند”) و سپس از کودک دعوت کرد تا در مورد جایگزین ها فکر کند: “شاید شما بتوانید روش دیگری برای انجام این کار فکر کنید.”

 

در آخر از بچه‌ها سوال شد “آیا دوست دارید خانه لگو را دوباره انجام دهید یا به جای آن کار دیگری انجام دهید؟”

نحوه واکنش کودکان به انواع مختلف بازخورد کاملاً واضح بود.

کودکانی که انتقادات شخصی را دریافت کرده‌اند (“من از شما ناامید شده ام”) به احتمال زیاد فکر می‌کردند که در مهارت ارائه شده در سناریو خوب نیستند. آن‌ها احساس بدتری نسبت به خود داشتند و به احتمال زیاد بدون رفع مشکل تسلیم می شدند.

رویکردهای بهتر؟

هر دو بازخورد نتیجه (“این روش صحیحی برای انجام این کار نیست”) و بازخورد فرآیند (“شاید شما می توانید راه دیگری را برای انجام آن فکر کنید”) با پشتکار بیشتر در ارتباط بودند.

و کودکانی که بازخورد فرآیند دریافت کرده بودند بیشترین خوش‌بینی را در مورد توانایی‌های خود داشتند. در مقایسه با بچه‌های گروه انتقاد افراد، آن‌ها کمتر احساس نداشتن مهارت می‌کردند.

برنامه‌هایی برای فرزندپروری براساس اصلاح رفتار

بچه‌ها اغلب بر سر مسائلی که برای درک آنها تلاش نمی‌کنند دچار مشکل می‌شوند. آن‌ها برای حل درگیری به سرکشی متوسل می‌شوند. یا از قوانینی که برای آن‌ها وضع کرده‌ایم سرپیچی می‌کنند. یا در غیر این صورت رفتارهای مختل رکننده‌ای از خود بروز می‌دهند.

بنابراین فقط درخواست “راه دیگری برای انجام این کار” کافی نیست. ما همچنین باید به آنها کمک کنیم تا دریابند چه نوع راه حل‌هایی در دسترس است و کدامشان بهتر است.

به عنوان مثال، مهم است که کودکان خردسال در مورد احساساتی که نسبت به رفتار دیگران دارند با ما صحبت کنند. کودکان خردسال هنوز در حال توسعه مهارت‌های خود در زمینه نگرش هستند. آنها همیشه پیش‌بینی نمی‌کنند که دیگران چگونه واکنش نشان خواهندداد و همیشه نمی‌دانند چگونه احساس بهتری در دیگران ایجاد کنند.

ما می‌توانیم با ارائه “آموزش احساسات” به کودکان کمک کنیم تا از گزینه‌ها استفاده کنند.

و شرمندگی چطور؟ آیا همیشه ایده بدی است؟

همانطور که دیدیم، آزمایشات کامینز و دوک مربوط به بی‌احترامی یا خودخواهی یا تخریب عمدی کودکان نبود. در چنین مواردی، آیا ممکن است کلمات “من از شما ناامید شده‌ام” اثرات مفیدی داشته باشد؟ آیا باعث نمی‌شود بچه‌ها احساس شرم کنند و آنها را ترغیب به رفتار بهتر کند؟

در مقاله فرزندپروری با راه‌های دیگر مواجهه با کودکان را در مواقع ضروری خواهید آموخت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

parents-firstclass-stress24

16 راهکاری که والدین کلاس اولی‌ها باید بدانند

با نزدیک شدن به ماه مهر مهمترین موضوعی که به ذهنمان می‌رسد، بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها است. رفتن به مدرسه شاید برای بیشتر دانش آموزان یک امر عادی و حل شده باشد. اما برای خانواده‌هایی که قرار است، فرزندشان برای اولین بار سر کلاس درس حاضر شوند گاها مشکلات اساسی به وجود می‌آورد.

 

خیلی از بچه‌ها نمی‌توانند با این موضوع که قرار است، نیمی از روز را از محیط خانه و یا فاصله از پدر و مادر، کنار بیایند. در چنین مواردی بچه‌ها برای رفتن به مدرسه بهانه‌جویی کرده و والدین خود را به دردسر می‌اندازند. حال این سوال پیش می‌آید چه راهی وجود دارد تا بچه‌های کلاس اولی با رفتن به مدرسه کنار بیایند و بتوانند خود را با این محیط جدید وفق دهند. برای اکثر والدین دارای فرزند کلاس اولی این مشکل وجود دارد که فرزندشان با گریه می‌گوید:«مادر من به مدرسه نمی‌روم».

 

گریه فرزندان برای نرفتن به مدرسه گاها یک امر طبیعی است، چرا که کودک از اینکه می‌خواهد از والدین خود فاصله بگیرد، احساس نا امنی می‌کند چون از محیط مدرسه و رفتارهایی که قرار است، در طول کلاس با آنها روبه‌رو شود، بی‌خبر است. در اینجا ۱۶ نکته که توسط کارشناسان کودک ارائه شده است، می‌تواند به کمک والدین بیاید. این نکات می‌توانند به فرزندان کلاس اولی کمک کنند تا با شرایط جدید کنار بیایند. این کار هم به نفع کودکان است و هم به سود والدین آنها.